تبليغاتX
مهاس

مهاس

مهندسي، هنر، ايمان و سادگي

اگر صد سال یا دویست سال دیگر کسی آمد و گفت مگر میشود یک چنین جایی آن هم در یک مملکت اسلامی وجد داشته باشد چه پاسخ میشنوند؟

بگذار من بگویم:

روزگاران گذشته یک آبادی بود به نام خیلی شیرینیه!!

بعد از یه مدت یه مرتبه یه عده اومدن و گفتن اه اینجا هم که بوی گاز میده!

یکی از اون وسط داد زد خودشه همیجا خودشه!!

...

به هرحال این خیلی شیرینیه ما به کام اهالی اونجا شد هلاهل اما برای یه عده دیگه شد خیلی خیلی شیرینیه!!

یه سری علاف ریختن تو محل و بازی شروع شد...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

 

لینک مقاله های مورد نظر درس کنترل صنعتی:

http://www.fieldbus.ir

با آروزی توفیق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 7:58 قبل از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

 

منحنی قامتم، قامت ابروی توست

خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی توست

حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست

بازه‌ی تعریف دل، در حرم کوی توست

چون به عدد، یک تویی من همه‌ی صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست

پرتو خورشید شد مشتق از آن روی تو

گرمی جان‌بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا

ناحیه‌ی همگراش دایره‌ی روی توست

پروفسور محسن هشترودی از بزرگان ریاضیات جهان

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

قصیده تک بیت چشمان تو که در یک سحر با تو سروده شد

بگذار قدری بنگرم به قصیده تک بیت چشمانت

چگونه می شود که من

هنوز نخوانده یک مصرع این بحر طویل

باز هوای خواندن دوباره اش می کنم

یادت هست در آن نیم شب

که تو بودی و من بودم و هوای سرد ملیحی

به تو گفتم کژی شمشادهای روییده بر کرانه نهر این بیت

راست ترینی است که به چشمم شنیده ام

و باز هوای خنده ات در فضای عصمتت گل کرد و

از من طلب واگویه استعاره شعر چشمان خودت کردی

تاملی کن

مگر نگفته اند شعر چشمان تو پاسخ سلام رهگذری است

پس کی از جواب سلام می رهی

که نوبت ما هم برسد

سلامی بدهیم

نه...

انگار رفته ای و آن هوای ترد هم با خودت برده ای

من اینجا منتظرم

گرچه دیگر قافیه گریه های بیصدای شبانه ام جور نمی شوند

من اینجا به پرداخت قصیده بلند چشمان تو نه

به قصیده چشمان بلند تو

می نشنیم و به کاووشی نو

که هنگام رقص جاده در متن مرثیه رفتنت

در چیزی به نام دل وول می خورد

می روی به سلامت مسافر من اما

بگذار قدری بنگرم به قصیده تک بیت چشمانت...

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

باز هم جمعه و چشم انتظاری...

باز هم جمعه و غروب های پرتپش نومیدی اش...

باز هم جمعه و لحظات پراضطرابش...

باز هم جمعه و خیره به در ماندن چشمهای اشک آلود من...

باز هم جمعه و خجالت همیشگی من از رونمایی کارنامه هفتگی ام برابر مولایم...

باز همه جمعه و شاید آمدنش...

باز هم جمعه و شوق دیداری که هرگز آرزویش نمی کنم!...

باز هم جمعه و بیقراریهای من...

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

 

در حاشيه برگزاري هفتمين نمايشگاه فيلدباس به روايت شانا مصاحبه اي با دکتر کیوان مسروری،رئیس هیئت مدیره انجمن مهندسان کنترل و ابزار دقیق ایران در مورد نقش سیستم‌های کنترل و ابزار دقیق در صنعت پتروشیمی  انجام شده است. اين گزارش توسط زهرا چوپانكاره انجام شده است.

سیستم‌های دیجیتال از چه زمان وارد صنعت پتروشیمی ما شد؟
از سال 1378 چند تن از متخصصین صنعت پتروشیمی گزارشی از بررسی های خود به مدیریت وقت شرکت ملی صنایع پتروشیمی دادند مبنی بر اینکه سیستمهای کنترلی که در صنایع پتروشیمی استفاده می کنیم قدیمی شده اند و توصیه کردند در طرحهای جدید پتروشیمی از سیستم نوین فیلدباس به عنوان جایگزین استفاده شود. در آن هنگام طرحهای بزرگی در ماهشهر و کمی بعد در منطقه پارس جنوبی در حال طراحی و اجرا بودند. موافقت با این پیشنهاد و ابلاغ این تصمیم برای استفاده طرحهای در دست تاسیس پتروشیمی از فناوری‌های جدید، آغاز حرکت از سیستمهای قدیمی به سمت دیجیتالی شدن بود. در کنار این حرکت یک کمیته تخصصی نیز تشکیل شد که وظیفه پشتیبانی از تکنولوژی های مدرن در طرحهای جدید پتروشیمی را به عهده داشت.
سال 1379 اولین نمایشگاه فیلدباس برپا شد که در آن زمان برای کارشناسان پدیده ای کاملا جدید بود اکنون بسیاری از کارشناسان نفت  با این تکنولوژیها آشنا هستند و شاهد به بهره برداری رسیدن واحدهای پتروشیمی هستیم که مجهز به فناوری جدید هستند و اینها همه نتیجه تصمیم به موقعی بود که در شرکت صنایع پتروشیمی گرفته شد.

پالایشگاه ها و صنایع پتروشیمی تا کنون چه اندازه از به کارگیری سیستمهای فیلدباس استقبال کرده و به آنها مجهز شده اند؟

در صنعت گاز از آنجایی که قراردادها به صورت کنسرسیوم با شرکتهای خارجی بسته شده بود، شرکت ملی گاز نتوانست آنها را به سوی تغییر در طراحی و استفاده از تکنولوژی های جدید سوق دهد. بنابراین بخشی از فازهای پالایشگاههای گاز در منطقه پارس جنوبی هنوز از سیستمهای قدیمی استفاده می کنند اما از آن جایی که طرحهای توسعه پالایشگاهای نفتی ما در 3-4 سال اخیر آغاز شده اند در تمام طرحهای توسعه استفاده از فناوری نوین رعایت شده است در مورد پالایشگاههای قدیمی هم تصمیم بر این است که مورد بازسازی قرار گیرند و به سیستمهای جدید مجهز شوند چرا که بسیاری از قطعات مورد نیاز برای تعمیر سیستمهای قدیمی دیگر تولید نمی شوند و تعویض و تعمیر آنها با مشکلات بسیاری همراه است.
در مجموع می توان گفت آغازگر و پرچمدار تحول در استفاده از سیستمهای فیلدباس صنایع پتروشیمی و بعد گاز و نفت بوده اند.

یکی از خصوصیات سیستمهای فیلدباس، برقراری ارتباط همزمان باس سیستم و امکان عیب یابی تجهیزات است، امکانی که در سیستمهای آنالوگ وجود ندارد،این ویژگی چه باری از دوش پالایشگاهها بر می دارد؟

بخش زیادی از هزینه های یک واحد در حال تولید مربوط به هزینه های نگهداری است و سیستم های هوشمند که می توانند وقایعی که منجر به خرابی می شوند را از قبل کنترل و آنالیز کنند و به قولی از خاصیت پیش بینی کنندگی خود استفاده کنند که به همین سبب در کاهش هزینه ها و خسارات یک پالایشگاه نقش بسیار موثری دارند. به عنوان مثال یک توربین که چندین میلیون دلار قیمت دارد و قلب یک کارخانه محسوب می شود اگر درست نگهداری نشود با کوچک ترین اتفاق نه تنها خسارت مادی بزرگی وارد می کند بلکه باعث وقفه عظیمی در کار و تولید می شود و تعویض چنین بخش عمده ای ممکن است ماهها به طول انجامد. اما در سیستمهای موجود تمام اطلاعات این دستگاهها تحلیل و جمع آوری می شوند و قابل پیش بینی است که آیا یک دستگاه به سمت خرابی می رود یا خیر و حتی می تواند تصمیم بگیرد که ورودی بر یک مجموعه کم یا زیاد شود و یا حتی عملیات را متوقف کند. سیستمهای مدرن در جلوگیری از خرابی های موثر بسیار کمک می کنند و عامل خطای انسانی را به حداقل می رسانند. 

پس از گذشت نزدیک به 8 سال از ورود سیستمهای فیلدباس به صنایع پتروشیمی آیا برآوردی از نتیجه به کارگیری این سیستمها در صنایع مرتبط شده است؟

اثرات مثبت به کارگیری این سیستمها بسیار محسوس است اما به دلیل مشخص نبودن متولی، برآوردی مبتنی بر روشهای علمی در این زمینه صورت نگرفته است. آنچه مشخص است این است که سیستمهای دیجیتال فیلدباس هم مانند دوربینهای دیجیتال هستند، داشتن دوربین به معنای آگاهی از تمام مزایا و امکانات آن نیست ما نیز در برخی مواقع تنها از حدود 10 درصد از قابلیتهای این سیستمهای نوین استفاده می کنیم. امیدوارم با برگزاری سمینارها و تشکیل مجامعی چون مجمع کاربران فیلدباس زمینه گردهمایی، همفکری و به اشتراک گذاری تجارب در مورد استفاده از این فناوری های نوین برای دانشگاهیان و صاحبان صنایع فراهم شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

سلام

هيچم دلم نميخواد حالتو بپرسم. اصلا نميخوام بدونم بهت خوش ميگذره با نه.

ما قرارمون اين بود؟! بهت گفته بودم تو دوشنبه ميري!!!! فقط خودت باور داشتي. اما يه بار نشد از منم بخواي تا همون روز باهات بيام.

ديگه مهم نيست. من نمي بخشمت. تو كه هر جا ميرفتي آخرش ميومدي پيش خودم. تو خودت ميفهيدي بجز من كسي تورو نميفهمه. پس چرا بي من...

ديگه هيچوقت منتظرت نيستم...

راستي يادته جمكران رفتنامون. يادته قم رفتنامون.

يادته چه شباي سردي رو با هم مشهد سر آرامگاه شيخ نخودكي روبروي حرم وايساديم و ...

چيزايي خواستيم كه بعد از خدا تو ميدوني و من.

من ديگه از سيد ابوالحسن خبري ندارم. اگه خودت اومدي ميريم پيشش...

راستي نميدونم اون كفن (گفتي جنسش خارجيه يا نه) رو چيكار كردي؟!

فكر نكني دلم برات تنگ شده ها.

فكر نكني الان كه دارم دور از چشم همه هق هق ميكنم واسه توئه ها. اصلا اينجوري نيست. دوست دارم گريه كنم به كسي هم ربطي نداره.

روزاي زرد طلايي يادته...

خاطرات ايرا رفتنمون خيلي قشنگ بود. عكس العمل علامه رو هم كه حتما يادته: تو هنوز يه زن هم نگرفتي؟!

بندر انزلي رو كه مطمئنم يادت نرفته. چقد خنديديم. و حالا بجاي خنده...

اون رستورانه اسمش چي بود تو رشت كه ملت صف ميگرفتن برن تو؟

يادته يه بار همين اواخر زنگ زدي با يه بغض خسته گفتي بيا. منم گقتم نميام و خيلي زود نيومدم!!

خاطرات صداسيما رو چطور ميخواي فراموش كني؟ هر كدوم از اون آهنگهايي كه اونجا با هم گوش داده بوديمو تك تك حفظم.

حال من خيلي هم خوبه. خيلي هم شنگولم. هيچ ربطي به آدماي نامرد نداره!!

اون نامه يادته؟! روده بر شديم از خنده. اما الان بجاي خنده...

حالا اين نامه رو علي الحساب بگير تا ببينيم ميتونم با خودم كنار بيام و بازم برات بهعنوان يه آدم نامرد نامه بنويسم يا نه...

هيچم دوست ندارم...

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

این گزارش توسط آقای شاکری تهیه شده که در نسیم جنوب چاپ شده است. من با اجازه آقای شاکری و نسیم قسمتی از این گزارش رو اینجا می آورم چرا که شرح کوتاهی است بر روستای زیبای من: چاهگاه.

سفري به اعماق دشتي!

صبح قرارمان مي شود عزيمت به روستا هاي بخش شنبه، همسفران از دلدادگان دشتي اند هماناني كه مي نگارند، مي انديشند و مي تلاشند براي اعتلاي دشتي... وسيله را محصولي از محصولات سايپا در نظر مي گيريم. ساعت حركت به دليل پراكندگي سكونت همراهان در شهر تغيير مي يابد از همين رو تاخيرش عادي است. حدود ساعت ...

سفري به اعماق دشتي! (محمد شاکری مطلق- نسیم جنوب)

 

صبح قرارمان مي شود عزيمت به روستا هاي بخش شنبه، همسفران از دلدادگان دشتي اند هماناني كه مي نگارند، مي انديشند و مي تلاشند براي اعتلاي دشتي... وسيله را محصولي از محصولات سايپا در نظر مي گيريم. ساعت حركت به دليل پراكندگي سكونت همراهان در شهر تغيير مي يابد از همين رو تاخيرش عادي است. حدود ساعت هشت و سي دقيقه صبح از شهري كه به واسطه جمعه چونان شهرخالي از سكنه جلوه مي نمايد، به مقصدي معلوم ولي متعدد دل به ره مي سپاريم، بنزينگاه! خروجي شهر اولين توقف ماست از براي تغذيه مركبمان و شايد هم خودمان، از همان ابتدا به همراه کتاب ها و مجلات آورده شده  بحث حول و حوش مسائل گونه گون استارت مي خورد و از هر دري سخني به ميان مي آيد كه در آن دشتي، ميراث فرهنگي، محيط زيست از وا‍‍‍‍ژگان كليدي گفتگو است و همگي بواسطه مطالعات مستمر و جامعي كه بروز بودن از شاخصه هاي آن است فضا را به نشستي تخصصي سيار تبديل مي كنند. هرچند به هر روستا كه مي رسيم پرانتزي براي آن باز مي كنيم و از دوستان و بزرگان اهل آن ديار و وضعيت كلي آن اطلاعاتي آپلود و دانلود مي كنيم. آبادي هاي را يكي پس از ديگري پشت سر مي گذاريم محمد آباد‌ ،بحيري، حسين زائري، گزك، منقل، ناصري، دولت آباد (دمنالو)، سنا، رزم آباد تا مي رسيم به اولين مقصد ،روستاي چاهگاه(Chahgah) است يا به اصطلاح دشتياتي " چهگه "، روستايي با کوه هایی سربه فلک کشیده و پاریاب هایی که روزگاری است روشنی را به ساکنان ارزانی می کند. چاهگاه روستایی در 60کیلومتری جنوب شرقی خورموج ،در طول جغرافیایی 51درجه و 39دقیقه شمالی و عرض جغرافیایی 28درجه و 28دقیقه شرقی واقع و ارتفاع آن از سطح دریا 52 متر است.

 ميزبان و راهنماي گروه جناب زحمتكش از فرهنگيان و علاقمندان به ميراث فرهنگي شهرستان هستند که رياست شوراي چاهگاه  را نيز برعهده دارند. پس از آشنايي و معرفي هاي معمول ،گفتارمان به سمت مقصد اصلي چاه چرمي هاي چاهگاه ميل مي كند، موقعيت جغرافياي مسير و مقصد،زمان لازم، وسايل مورد نياز و مهمتر از همه وسيله ي كه بتواند به نزديك ترين نقطه مورد نظر برساندمان. موتور سيكلت وسيله مصوب شده راهمان مي شود اما جستجو براي موتور هم زماني مي طلبد تا از مناظر طبيعي و بكر روستاي چاهگاه لذتي ببريم و سخنمان در مورد روستا تخصصي شود و گل كند. با توجه به اشراف جناب زحمتكش و اطلاعات اوليه گروه بحث روشن و هدفمند مي شود و در ادامه دوستی مشترک از آن دیار  نيز لحظاتي به جمع مي پيوندد هرچند همراهمان نمي شود ولی ابراز تمايل مي كند از همراهي... زمان سپري شده مورد اشاره هرچند طولاني نيست ولي برنامه مان را با تاخيري محسوس مواجه مي كند. حال سه موتورسيكلت راهي به خروج از روستا باز مي كنند تا به مقصدمان  نزديكترشويم. موتورسواري و مسير سنگلاخي هم مانع از گفتگو ها نمي شود اندك زماني به نقطه پاياني موتورسواري مي رسيم تا از اين نقطه تا چاه چرمي يار هميشگي بشر "پا" تحملمان كند و بي هيچ چشمداشتي هوايمان را داشته باشد. تپه ها،دشت تقريبا وسيع ،درخت هاي كنار، بوتهاي خودرو اشك ، تهما و...زينت بخش مسيرمان است تا بارديگر زندگي را زندگي كنيم با واقعيتي ديگر و ديرينه. برادران زحمتكش راهنمايان و ميزبانان شايسته از ژئومورفولو‍ژي و توپوگرافي مسير سخن مي گويند و ما سراپا گوشيم از براي كسب اصلاعاتي كه تا كنون در هيچ جايي به ثبت نرسيده، قدم فرسايي مان به ديدار چاه هاي چرمي چاهگاه منتهي مي شود چاه هايي كه در دردل سنگ هاي سخت در آبراهي عميق  بصورت كاملا مستطيلي حفر شده اند و ما متحير از تلاش طاقت فرساي مقنيان آن. طول اولين چاه را با فرمول هايي به طور تقريبي بيش از 45 متر محاسبه مي كنيم اما در مورد قدمت آن نياز به كار كارشناسي ويژه است هرچند مي توان گفت قدمتي باستاني دارد اما تاريخش؟؟ و چاه بعدي كه به لحاظ شكل دهانه دقيقا شبيه چاه اولي است اما طبق قانون ساخت قنوات، كوتاهتر است.عكس ها گرفته مي شود و در مورد  نحوه تعيين دقيق قدمت چاه ها بحث مي شود پس از آن طبق راهنمايي به تماشاي  سنگ نگاري هايي كه دقيقا بالاي دره و چاه چرمي ها قرار دارد مي رويم قدمت آن و آيا رابطه با چاه ها دارد؟ يا خير اين خود مبحثي ديگر  پيش كشيد. و توقف ديگري در آن مكان كه همراه شد با تجديد قوايي كه بسيار لذت بخش بود چرا كه نانش مشتك و يا همان بانو/نان محلي دشتياتي/  است ، خورشتش خاگ تماته (املت)، ميوه اش كنار و سبزيش تازه  چاشنيش هوايي ست لطيف و چشم اندازي مثال زدني و غير قابل توصيف. راهي مي شويم تا مديريت زمانمان را به چالش نكشيم. مسير ديگر منتخب مي شود تا از مناظري ديگر لذت ببريم. موتورسيكلت ها خوشحال از ديدار دوباره ما و مانيز شايد!! چاهگاه ما را پذيرا مي شود تا پس از آن به همسايه هايش كه مقصد هاي بعدي ما هستند سلام گرمش را رسانيم .

خداحافظي از آبادي چاهگاه  زماني صورت مي گيرد كه تا ظهر شرعي زماني باقي نيست مقصد بعدي  روستاي باغان است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  | 

 

يادش بخير چه زود گذشتند...

نكند در دستگاه خدا هم دوربين اختراع شده باشد...

الم يعلم بان الله يري...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط ابوالحسن رزمی نیا  |